
شام مهتاب
تو اون شام مهتاب کنارم نشستی
عجب شاخه گل وار به پایم شکستی
قلم زد نگاهت به نقش آفرینی
که صورتگری را نبود این چنینی
پریزاد عشقو مه آسا کشیدی
خدا را به شور تماشا کشیدی
تو دونسته بودی چه خوش باورم من
شکفتی و گفتی از عشق پرپرم من
تا گفتم که هستی؟ تو گفتی یه بی تاب
تا گفتم دلت کو؟ تو گفتی که دریاب
قسم خوردی بر ماه که عاشقترینی
تو یک جمع عاشق تو صادق ترینی
همون لحضه ابری رخ ماهو آشفت
به خود گفتم ای وااای مبادا دروغ گفت
گذشت روزگاری از اون لحظه ی ناب
که معراج دل بود به درگاه مهتاب
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم
تو هر شام مهتاب به پایت شکستم
تو ار این شکستن خبر داری یا نه؟
هنوز شور عشقو به سر داری یا نه؟
تو دونسته بودی چه خوش باورم من
شکفتی و گفتی از عشق پرپرم من
تا گفتم که هستی؟ تو گفتی یه بی تاب
تا گفتم دلت کو؟ تو گفتی که دریاب
قسم خوردی بر ماه که عاشق ترینی
تو یک جمع عاشق تو صادق ترینی
همون لحظه ابری رخ ماهو آشفت
به خود گفتم ای وااای مبادا دروغ گفت
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری
من اون ماهو دادم به تو یادگاری
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری
من اون ماهو دادم به تو یادگاری
من اون ماهو دادم به تو یادگاری.....
آرزوی من
ای آنکه همیشه آرزویت دارم با تو هر شب و روز آرزویی دارم
نه قدرت آمدن به سویت دارم نه طاقت ندیدن رویت دارم
نمی دانم گناهم چسیت که تنهایم گناهم این این است که
دوستت دارم
امشب
كه دل از دوري رويت چه كشيد؟
سوخت در آتش و خاكستر شد
وعده هاي تو به دادش نرسيد
داغ ماتم شد و بر سينه نشست
اشك حسرت شد و بر خاك چكيد
آن همه عهد فراموشت شد
چشم من روشن روي تو سپيد
جان به لب آمد در ظلمت غم
كي به دادم رسي اي صبح اميد؟
آخراين عشق مرا خواهد كشت
عاقبت داغ مرا خواهي ديد....
امشب كه دلشكستم
منتظرت نشستم
بيا كه غير تو من دل به كسي نبستم
امشب که باز غريبم
بي تو بي اميدم
تنها به عشق فردا
که برگردي عزيزم
نشسته کنج ديوار
بارون غم ميريزم
منتظرت ميمونم
بازم واست مي خونم
از اون شبي که تنها
نشسته کنج ديوار
بارون اشک مي ريختم
say kon be khatere on kasi ke dost
dari ghororeto az dast bedi vali
say nakon be khatere ghororet on kasio ke dost dari az dast bedi
رها کردی
|
نمی دانم کجا رفتی؟ نمی دانم کدامین خواب رنگارنگ تو را تا مرز جادویی رویا برد؟ کدامین شعر تو را در خود به شکل بیت رنگینی نهان می کرد کجا رفتی؟ تو ابری بر درخت خشک من دیگر نمی باری من اکنون چون درختی خشک و بی بارم و باور کن گل خشکیده ای در سینه ی بادم تو را جان تمام آرزوهایت بیا برگرد دلی را با صدایی روشنی بخش اگر دیگر نمی آیی اگر بر تک درخت خشک من دیگر نمی باری مرا با غصه ای غمگین و پایانی بدون مقصد و شادی رهایم کن |
حکایت
معشوق ز عاشق پرسید :
به کدام عاشق تری خود یا من ؟
وعاشق پاسخ گفت :
از بهر خود مرده ام و از برای تو زنده ام ,
نام و نشانم را از کف داده و حضورم تنها به خاطر تو است ,
آموخته هایم را از یاد برده وبا شناخت تو دانشمند گشته ام ,
تمام توانم را از دست داده و از نیروی تو توانمند شده ام ,
عاشق خود هستم عاشق تو هستم
عاشق تو هستم عاشق خود هستم![]()
دوستت دارم
'' دوستت دارم'' به تمام زبانهای دنیا :
|
به زبان ایتالیایی : |
Ti Amo |
|
به زبان یونانی : |
S'ayapo philo Su |
|
به زبان روسی : |
Ya vas liubli |
|
به زبان پرتقالی : |
Amo - te |
|
به زبان فارسی : |
Dooset Daram |
|
به زبان آلمانی : |
Ich liebe dich |
|
به زبان اسپانیایی : |
Te quiero |
|
به زبان سوئدی : |
Jag a Iskan dig |
|
به زبان هندی : |
Mai tujhe pyaar kartha ho |
|
به زبان فرانسه : |
Je t'aime |
|
به زبان ارمنی : |
Jiroum em kez |
|
به زبان انگلیسی : |
I Love You |
|
به زبان ترکی : |
Seni seviyo rum |
|
به زبان دانمارکی : |
Jeg elsker dig |
|
به زبان چینی : |
Mi tuzya var ruem karata |
|
به زبان سوئیسی : |
Cha'ha di ga''rn |
|
به زبان برزیلی : |
Eu te |
|
به زبان کانادایی : |
Naanu Ninnanu Preethisuthene |
|
به زبان هلندی : |
Ik hou van jou |
|
به زبان عربی : |
Ohebbak |
I LOVE YOU
Come to me
I want to feel you
And the world will see
The story of a burning love
With its fire in my heart
See love in my eyes
Feel love through my fevered face
Listen to my breath
And hear the song of love
Dream with me the dream of Love
Let's climb the highest mountain
Let's swim the deepest ocean
Let's fly to the farthest star
Nothing seems impossible for our love ... ok
